امروز : دوشنبه 27 آذر 1396
مجله اینترنتی لوپر
منوی سایت


833 بازدید

علت طول عمر آیت الله جنتی از زبان پسرشان علی جنتی

دسته بندی : اخبار سیاسی کد مطلب : 2942

روزنامه شرق مصاحبه ای را با علی جنتی منتشر کرده است.

در بخشی از مصاحبه آمده است:

طول عمر آیت الله جنتی

سن شما اصلا به چهره تان نمی خورد. من فکر نمی کردم بیشتر از ٥٠ سال داشته باشید!

حسن نظر شما است. (با خنده)

دلیلش چیست؟ فعالیت خاصی می کنید یا خانوادگی این طور هستید؟

دلیل خاصی ندارد. مقداری هم جنبه ژنتیک دارد!

شما هم ژن خوب دارید؟!

نه ما ژن خوب نداریم. (می خندد) در بعضی از خانواده ها پدر یا مادر خانواده، استعداد دارند (مثلا استعداد سرطان)، استعداد یا ژن بیماری باعث می شود افراد زود پیر شوند یا از عمر آنان کاسته شود. خوشبختانه در خانواده ما چنین مشکلی نداشته ایم. البته دلیل طول عمر پدر شاید این باشد که ایشان خیلی حفظ الصحه را رعایت می کنند. از جمله در غذاخوردن و در استفاده از دارو ملاحظه دارند. ایشان کمتر از داروهای شیمیایی استفاده می کنند.

اصلا؟

خیلی کم. یک بار که عمل جراحی انجام دادند، در دوره نقاهت مدت کوتاهی دارو مصرف می کردند. به هرحال علی رغم کبر سن، ایشان معمولا صبح و عصر پیاده روی می کنند. هفته ای یک بار، اگر شنا هم نکنند در استخر راه می روند. ما هم به همین دلیل عادت کرده ایم که بعضی از مسائل را رعایت کنیم. نکته دیگر سحرخیزی ایشان است. درطول ٦٠ سال گذشته هرشب یکی، دوساعت قبل از اذان صبح برای نماز شب برمی خیزند و تا طلوع آفتاب بیدار هستند. این هم در سلامتی و طول عمر ایشان بی تأثیر نیست.

چرا دیگر برادرهای شما، حسن و محمد وارد فعالیت سیاسی نشدند؟

افراد متفاوت هستند! برادر ناتنی من، حسن آقا درحال حاضر در اصفهان زندگی می کند و چندان علاقه ای به کار سیاسی نداشت. ایشان یک سال از من کوچک تر است و از ابتدا در اصفهان نزد پدربزرگ مان رفت و همان جا ماند. خیلی علاقه ای به درس خواندن هم نشان نمی داد. به دنبال کار شخصی بود و هنوز هم به همان فعالیت مشغول است. برادر کوچک ترم محمدآقا هم در زمان گذشته چندان علاقه ای به ورود به جریانات مبارزاتی از خود نشان نمی داد.

آقای جنتی، شنیدم و خوانده ام که پدر شما خیلی با حسین صحبت می کرد. آیا شده است بعد از این همه سال در قبال اتفاقی که برای او افتاد، ابراز ناراحتی کند؟
پدرم هیچ وقت ابراز ناراحتی نکردند ولی حتما از نظر عاطفی ناراحت هستند که چرا فرزندشان به این سرنوشت دچار شد. متأسفانه او با مجاهدین خلق در فاز نظامی هم همراهی کرد و سرنوشت او این گونه شد.

پدرتان در جایی گفته اند که خیلی هم با ایشان صحبت کردند، ولی موفق نشدند.

بله، من هم صحبت کردم. نه تنها با ایشان، بلکه با برخی دیگر از دوستان که قبل از انقلاب فعالیت مسلحانه می کردیم و بعدا به مجاهدین خلق پیوستند، ساعت ها صحبت کردم. ولی عموما سبک شان این بود که یک ساعت به حرف ها گوش می دادند و بعد می گفتند «دیگر فرمایشی ندارید»! و صحنه را ترک می کردند اصلا وارد استدلال و بحث نمی شدند. ظاهرا یکی از آموزش های تشکیلاتی آنها بود که هیچ گاه بحث نکنید. البته مادرم خیلی متأثر بود. تا آخر عمر هم همواره ناراحت بود، ولی پدرم چیزی ابراز نمی کرد.

سر مزار ایشان می روید؟

مزار چه کسی؟

برادرتان حسین؟

اصلا نمی دانم کجا هست.

شما اطلاعی ندارید؟ ولی با ارتباطاتی که داشتید، می توانستید پیدا کنید.

نه اطلاعی ندارم. اگر جست وجو می کردم، می توانستم پیدا کنم. اما انگیزه ای برای این کار نداشتم.

منبع : خبر آنلاین

تاریخ انتشار : یکشنبه 26 شهریور 1396
اشتراک گذاری :
مطالب پیشنهادی مرتبط
نظرات شما درباره این مطلب

اختیاری
= 4 + 5
- نظرات پس از تائید نمایش داده خواهند شد.
- نظراتی که در آنها به شخص خاصی توهین شده باشد ، تائید نخواهد شد.
- نظراتی که به عکس های بالا یا سایت مرتبط نباشد ، تائید نخواهد شد.
- نظرات خیلی کوتاه تائید نخواهد شد.