امروز : چهارشنبه 29 شهریور 1396
مجله اینترنتی لوپر
منوی سایت


7135 بازدید

مجموعه اشعار کودکانه

دسته بندی : شعر و ترانه کد مطلب : 86

شعر کوک با نام " ماشین زنبور"
اتل متل ماشین زنبور اومد
تند و سریع زباغ انگور اومد
همراه خود انگور تازه آورد
تازه تر از باغ مغازه آورد
آخ که چه قدر انگور اون شیرینه
خداکنه یه وقت منو نبینه
وگرنه دعوا می کنه زنبوره
می گه فقط مال منه انگوره

شعر کودکانه زنبور عسل

--- مجموعه اشعار کودکانه جدید ---



شعر کوکانه به نام "حسنی تو راه می رفت"
اتل متل حسنی تو خواب راه می رفت
داشت دوباره به خونه ماه می رفت
پیاده بود او ؟ نه بابا سواره
سوار چی ؟ قایق ابر پاره
تند و سریع به خونه ماه رسید
ستاره شد صورت ماه رو بوسید
حسنی حالا تو باغ آسمونه
دلش می خواد کنار ماه بمونه

--- مجموعه اشعار کودکانه جدید ---


شعر کودکانه " خروس بی سواد "
اتل متل خروسه بی سواده
کسی تو ده سواد یادش نداده
تنبلی کرده ؟ نه بابا زرنگه
با تنبلی هر روز و شب می جنگه
سحر که شد قوقولی قوقول می خونه
دوست نداره کسی تو خواب بمونه
دلش می خواد پاییز بره مدرسه
حیف که کمی از روباه می ترسه

شعر کودکانه خروس بی سواد

--- مجموعه اشعار کودکانه جدید ---


شعر کودکانه "حسنی شاگرد اوله"
حسنی ببین صدای چیه تعجب
پشت در حیاط کیه
ببین کیه درمی زنه
می خواد به ما سربزنه
صدای اشنا بود
مملی ناقلا بود
حسنی که در رووا کرد
مملی اونو صدا کرد
حسنی بریم به رود خونه
فرار کنیم از تو خونه
بریم به صحرا و دشت
یه بازی خوب مشت
مملی برو من نمی ام
همین کلام ختم کلام
چرا نمی ای به بازی
تو که یه رفیق نازی
الان چه وقت بازیه
اقا مملی حرفا چیه
می خوام تو خونه بمونم
چونکه می خوام درس بخونم
حسنی می ره به مدرسه
سر کلاس هندسه
مملی تکوچه ها وله
حسنی شاگرد اوله



--- مجموعه اشعار کودکانه جدید ---

شعر "موهای سفید بابایی"
نی نی کوچولو با بابا ش بازی می کرد می خندید
تا این که بین موهاش چند تا موی سفید دید
فکر کرد که دیگه با با ش پیر شده و می میره
احساس می کرد که خیلی دلش داره می گیره
نی نی به گریه افتاد ولی با با ش می خندید
اشک نی نی رو پاک کرد صورت اونو بوسید
می گفت بخند عزیزم هنوز یه زره پیرم
شاید که تا هزار سا ل زنده باشم نمی رم


--- مجموعه اشعار کودکانه جدید ---

شعر کودکانه درباره حیوا نات
خانم بز ناقلا
رفته برای چرا
چه قدر شاد وشنگوله
تو گردنش زنگوله
خروس می خونه آواز
بال هاشو می کنه باز
قو قولی قو قو می خونه
صبح شده اون می دونه
خانم مرغوجوجه هاش
هستند همیشه با هاش
زندگی شون چه ساده
هستند یه خانواده

منبع : مجله اینترنتی لوپر

برچسب ها :
تاریخ انتشار : جمعه 18 اسفند 1391
اشتراک گذاری :
مطالب پیشنهادی مرتبط
نظرات شما درباره این مطلب

اختیاری
= 4 + 5
- نظرات پس از تائید نمایش داده خواهند شد.
- نظراتی که در آنها به شخص خاصی توهین شده باشد ، تائید نخواهد شد.
- نظراتی که به عکس های بالا یا سایت مرتبط نباشد ، تائید نخواهد شد.
- نظرات خیلی کوتاه تائید نخواهد شد.
پنجشنبه 10 مهر 1393
سلام میخواستم از اشعار پرینت بگیرم لطفا امکانش را فراهم کنید

پاسخ : چشم . به زودی این امکان رو هم به سایت اضافه خواهیم کرد

ستاره
چهارشنبه 13 فروردین 1393
سلام خیلی عالی بود میخواستم اگر اشعاری کودکانه در مورد لجبازی و بهانه گیری یا دروغ و...دیگر آموزش های رفتاری کودکان دارید توی سایت بیارید

پاسخ : چشم به زودی قرار می دهیم

هستی شمسسی
دوشنبه 21 بهمن 1392
من و مادرم خیلی خشمان امد دو شنبه 21 بهمن
زهرا
چهارشنبه 22 آبان 1392
واقعا عالی بود مرسی.
سیما شمال نسب
چهارشنبه 9 مرداد 1392
عالی بود . لطفا نام شاعر را هم بنویسید.باتشکر.