امروز : سه شنبه 4 مهر 1396
مجله اینترنتی لوپر
منوی سایت


139 بازدید

رابطه با خانواده همسر چگونه باید باشد؟

دسته بندی : نامزدی ، عقد و ازدواج کد مطلب : 2679

رابطه با خانواده همسر چگونه باید باشد؟

ازدواج بعد از پیوند بین زن و شوهر یک رابطه منطقی بین دو خانواده نیز هست و باید برای این موضوع آمادگی داشته باشید چراکه انتظار نمیرود همسرتان به خاطر شما ارتباطش را با خانواده خودش قطع کند.

به گزارش مجله اینترنتی لوپر و به نقل از سپیده دانایی؛ لطفاً سؤال زیر را به دقت بخوانید و پس از اینکه دربارهٔ تعداد روابط احتمالی ای که قابل شکل گرفتن هستند، خوب فکر کردید گزینه مطلوب خود را انتخاب کنید. به نظر شما کدام یک از افراد زیر فرد خوشبخت تری است؟

خانواده شوهر

  • عروس یک خانواده تک فرزندی؛
  • عروس تنها پسر خانواده که کوچک ترین فرزند است؛
  • عروس کوچک ترین یا بزرگ ترین پسر خانواده ای که همه فرزندان پسرند؛
  • عروس کوچک ترین یا بزرگ ترین پسر خانواده ای که بقیه فرزندان دخترند؛
  • داماد یک خانواده تک فرزندی؛
  • داماد تنها دختر خانواده که کوچک ترین فرزند است؛
  • داماد کوچک ترین یا بزرگ ترین دختر خانواده ای که همه فرزندان دخترند؛
  • داماد کوچک ترین یا بزرگ ترین دختر خانواده ای که بقیه فرزندان پسرند؛
  • عروسی که مادرشوهر ندارد؛
  • دامادی که مادرزن ندارد.

نمی دانم سؤال فوق و گزینه های آن را به دقت خواندید یا خیر. آیا دربارهٔ تک تک گزینه ها و روابط احتمالی آن ها اندیشیدید؟ آیا گزینه های دیگری برای اضافه کردن به فهرست بالا به نظرتان می رسد؟ و مهم تر از همه اینکه، آیا متوجه منظور من از طرح چنین سؤالی شدید؟ قطعاً هدف از بیان این سؤال تقویت دانش شما در زمینه علم آمار و احتمالات یا آماده ساختن شما برای پاسخ دادن به تست های هوش در زمینه روابط خویشاوندی نیست. پس چرا چنین سؤالی طرح شده است؟

حتماً شما هم به کرات این جمله را شنیده اید که انسان مخلوق عجیبی است. شاید نکته جالب دربارهٔ این جمله این باشد که تقریباً این حرف در تمامی زمینه ها و رفتارهای منتسب به این موجود دو پا صادق است و یکی از این زمینه ها است. بسیاری از کسانی که از آن ها دربارهٔ ازدواج و لزوم آن سؤال شده، متفق القول اند که یکی از دلایل ازدواج فرار از تنهایی به ویژه در سنین پیری است.

دلیلی که در جامعه امروز که غالب خانواده ها تک فرزندی یا دوفرزندی هستند و زندگی شهری و ماشینی و آپارتمان نشینی فرصت و امکان برقراری روابط اجتماعی گسترده را به انسان ها نمی دهد بیش از پیش به چشم می آید؛ بنابراین ازدواج در کنار سایر کارکردهایی که دارد فرصت خوبی است تا افراد ضمن برطرف کردن نیازهای خود با برقراری روابط عاطفی و اجتماعی گسترده به ویژه با خانواده همسر، نیاز خود را در زندگی اجتماعی برآورده کنند.

حال که همگی احتمالاً قبول داریم که موجوداتی اجتماعی هستیم و ازدواج هم یکی از راه هایی است که نیاز به اجتماعی بودن و برقراری روابط عاطفی را برآورده می کند، چرا همیشه، به خصوص بین همسران جوان، برقراری ارتباط با خانواده همسر به معضل و گاه مصیبت تبدیل می شود؟ در پاسخ به این پرسش جواب های بی شماری می توان برشمرد.

بسیاری از زوجین جوان به خصوص در دوران آشنایی و عمداً یا سهواً فراموش می کنند که شریک آینده زندگی خود را با واقعیت ها و بالاوپایین های زندگی خود و خانواده شان آشنا کنند.

دلیل دیگر شاید قوانین نانوشته بسیاری است که در همه خانواده ها وجود داشته و از خانه ای به خانه دیگر متفاوت است و همین تفاوت باعث اختلاف سلیقه می شود.

نباید فراموش کرد که متأسفانه شرایط زندگی در عصر حاضر و به ویژه در کشور ما به گونه ای است که بسیاری از جوانان تا دهه چهارم زندگی خود آن طور که باید و شاید، از خانواده خود استقلال نمی یابند و همین باعث می شود که خانواده های بیش از اندازه حمایت گر امروزی حتی پس از ازدواج فرزندانشان، باز هم به حمایت آن ها ادامه دهند که البته به مذاق این همسران جوان بسیار خوشایند است، به این شرط که خانواده ها در عوض این حمایت هیچ گونه توقع یا نظری نداشته باشند.

یک علت دیگر شاید این باشد که در زندگی های امروزی که خانه های دارای اندرونی و بیرونی، جای خود را به آپارتمان داده اند و خانواده های گسترده به خانواده های هسته ای بدل شده اند، بچه ها یا همین همسران جوان فرصت آن را پیدا نمی کنند تا روابط اجتماعی گوناگون و بعضاً نامتجانس را تجربه کنند و مهم تر از آن، هنر کنارآمدن با این روابط را فرا بگیرند.

دلیل دیگر شاید ضعف ما در درک احساسات و هیجانات دیگران یا ناتوانی در فهم نیازهای سایر افراد باشد، به گونه ای که نتوانیم در شرایط لازم با از خودگذشتگی یا ابراز صحیح هیجانات و احساسات مانع بروز مشکلات بعدی شویم.

این را نیز نباید نادیده گرفت که هر چند ازدواج به معنای مستقل شدن است، این استقلال به معنای ترک کامل خانواده و پشتِ پا زدن به اصول و عقاید آن ها نیست، بلکه به معنای آن است، یعنی درآمیختن با فرهنگی جدید و آشنایی با نظرها و عقایدی متفاوت و تلاش برای سازگاری و کنارآمدن با آن ها.

نکته دیگری که گاهی فراموش می شود این است که ما انسان ها شاید فقط در نقش فرزند پا به این دنیا گذاشته باشیم، اما با گذر عمر و ورود به مقاطع مختلف و با وسعت یافتن روابطمان نقش های متعدد دیگری نیز عهده دار می شویم که هیچ کدام ناقض نقش فرزندی نیستند. مهم آن است که بتوانیم ضمن ایفای همه نقش های خود، از فرزندی و خواهربرادری گرفته تا همسری و پدرمادری، بین همه آن ها تعادل برقرار کنیم.

بسیاری از ما با افکاری کلیشه ای دربارهٔ مادرزن/مادرشوهر، برادرزن، خواهرشوهر و سایر اقوام خانواده همسر بزرگ می شویم، طوری که خواه ناخواه قبل از ازدواج راجع به اعضای خانواده همسر جبهه گیری می کنیم.

دلایل متعدد دیگری نیز می توان برشمرد که مستقیم یا غیرمستقیم بر رابطه بین افراد با خانواده همسر، به ویژه در زوج های جوان، اثرگذار است که البته از حوصله این بحث خارج است. اما مسلم است که رابطه با خانواده همسر به ویژه برای همسران جوان عاملی است که ممکن است در ابتدای زندگی مشترک، به معضل تبدیل شود، معضلی که نه تنها هر یک از زوجین، بلکه خانواده های آن ها نیز در شکل گیری و ثبات آن نقش یکسانی دارند، معضلی که اگر خانواده های باتجربه به کمک این همسران جوان بی تجربه بیابند و نهایت تلاش خود را بکنند، شاید نه در کوتاه مدت، در میان مدت و به ندرت، در درازمدت قابل حل باشد.

در خاتمه، برخی راهکارهایی که می تواند به بهبود این روابط کمک کند به همسران جوان و خانواده ها داده می شود، به امید اینکه در آینده نزدیک دیگر در های خود به مضمون اعضای خانواده همسر، مادرزن یا مادرشوهر نپردازیم.

۱. در دوران آشنایی زوجین با یکدیگر، خانواده ها زمانی را به آشنایی بیشتر با یکدیگر اختصاص دهند؛
۲. هر یک از زوجین به ویژه قبل از ازدواج، زمانی را صرف آشنایی با والدین و خانواده همسر خود کنند؛
۳. هر یک از زوجین دلایل خود را برای انتخاب همسرش برای خانواده خود بازگو کنند؛
۴. همسران جوان و خانواده هایشان واقعیت ها و قوانین خانوادگی را برای یکدیگر توضیح دهند؛
۵. همان طور که هر نوع رابطه اجتماعی حد و مرزی دارد، رابطه بین زوجین با خانواده هایشان هم باید حد و مرزی داشته باشد که با توافق طرفین تعیین می شود و البته، مورد احترام خانواده هاست؛
۶. هرچند ما موجوداتی اجتماعی هستیم، نیاز به حریمی خصوصی داریم. این دربارهٔ همسران جوان نیز صادق است. پس به حریم خصوصی آن ها احترام بگذاریم؛
۷. هرچند نگرانی در حد معقول خانواده ها دربارهٔ زوجی که در ابتدای زندگی مشترکشان هستند، خوب است، باید دقت شود که این نظارت به دخالت تبدیل نشود؛
۸. اگر یکی از زوجین با خانواده خود اختلاف پیدا کرد، زوج دیگر حتی الامکان خود را درگیر این اختلافات نکند؛
۹. والدین عروس یا داماد حتی الامکان از درگیرشدن با داماد یا عروس پرهیز کنند؛
۱۰. زوجین جوان سعی کنند که در برخی امور نه تنها با خانواده خود، بلکه با خانواده همسرشان نیز مشورت کنند تا نه تنها احترام آنان را جلب کنند، بلکه مانع دخالت آن ها شوند؛
۱۱. به تفاوت بین خانواده ها به عنوان عاملی برای تعیین برتری یکی از زوجین نسبت به دیگری نگاه نشود؛
۱۲. همسران جوان و خانواده های آن ها بکوشند تا با کسب اطلاعات بیشتر راجع به یکدیگر، زمینه های اختلاف را کم تر کنند و به یکدیگر نزدیک تر شوند؛
۱۳. پیداکردن وجوه مشترک بین زوجین جوان و خانواده آن ها و تقویت این وجه اشتراک ها می تواند به تقویت روابط خانوادگی کمک کند؛
۱۴. زوجین باید بکوشند تا در همه حال به خانواده همسر خود احترام بگذارند؛
۱۵. خانواده ها به خاطر داشته باشند که هرچند نقش فرزندی هر یک از زوجین به قوت خود باقی است، نقش جدیدی هم به نقش های قبلی اضافه می شود: همسری که کم اهمیت تر از بقیه نیست؛
۱۶. اگر هم بین هر یک از زوجین و خانواده همسر وی اختلاف نظری وجود دارد، طرفین بکوشند تا به طور منطقی و نه از روی هیجان و احساس به حل این اختلافات بپردازند، به ویژه قبل از آن که اختلاف سلیقه های جزئی به مشکلات لاینحل تبدیل شوند؛
۱۷. فراموش نکنید که هیچ پسری به قصد بدبخت کردن دختر شما با وی ازدواج نکرده است و هیچ دختری قصد دزدیدن پسر شما را ندارد.

منبع : مجله اینترنتی لوپر

تاریخ انتشار : دوشنبه 2 مرداد 1396
اشتراک گذاری :
مطالب پیشنهادی مرتبط
نظرات شما درباره این مطلب

اختیاری
= 4 + 5
- نظرات پس از تائید نمایش داده خواهند شد.
- نظراتی که در آنها به شخص خاصی توهین شده باشد ، تائید نخواهد شد.
- نظراتی که به عکس های بالا یا سایت مرتبط نباشد ، تائید نخواهد شد.
- نظرات خیلی کوتاه تائید نخواهد شد.